تبليغاتX
.درویشی نشسته بر پوست پلنگ - درویشی نشسته بر پوست پلنگ



.درویشی نشسته بر پوست پلنگ

.درویشی نشسته بر پوست پلنگ

درویشی نشسته بر پوست پلنگ


 

                      

این عکس را در یکی از کتاب های داداشم دیدم .به اسم گبه. البته به اشتباه نوشته است پوست ببر .ولی پلنگ است ،چون خال دارد نه خط . همین شد اسم وبلاگم.ولی هر که بهم می گفت عنوانت یعنی چه ؟ برایش فلسفه می بافتم .مثلا می گفتم درویشی یعنی نداری و پوست پلنگ یعنی خطر .یعنی در عین نداری به جنگ صاحبان قدرت از خدا بی خبر رفتن . و یا پوست پلنگ یک شی گران بهاست و درویشی با آن سازگار نیست ومعنایش این است که ما خیال می کنیم خوب هستیم ولی اعمالمان این گونه نیست و لو این که ما خود بی خبریم . و تازه می گفتم این عبارت متناقض نماست وپارادوکسیکال . حالا که از راز مدرک کردان پرده برداشته شده است ما هم سر این اسم  را برملا می کنیم .
*
نتیجه اخلاقی ، اجتماعی ، سیاسی ، فلسفی و عرفانی :
نقل بسیاری از اتفاقات و تفسیر بسیاری از آثار و افعال مانند جریان همین عنوان وبلاگ ماست . مثل تفسیرهای بسیاری از آثار نقاشی کوبیسم و سورئال و..... .که حتی با این  تفاسیر روح مرحوم پیکاسو و جناب دالی و.... در قبر می لرزید . یادم می آید سر درس یک استاد واقعا بزرگواری بودیم . ایشان بعضی اوقات وسط درس دقیقه ای ساکت می شدند .یکی از دوستان ناباب ما می گفت می دانی ایشان چون حرف می زند و روح ایشان از ملکوت فاصله می گیرد ایشان کمی سکوت می کنند تا .... . البته من هم مجبور به تصدیق بودم .ولی اصل جریان این بود که ایشان داشتند فکر می کردند مطلب را چگونه بگویند یا مطلب جدیدی به ذهنشان می آمد و خبری از ملکوت نبود . تازه این چه عارفی است که با سخن گفتن و آن هم درس ، نه چرت و پرت ، از ملکوت جدا می شوند . و ........

...........................
۱. از دست این احمد ، جونم دراومد تا این را نوشتم یک دونه برنج  انداخته زیر کاف و گاف و ....
۲.نوشته زیر عکس : درویشی نشسته بر پوست ببر،عس از آنتون سوروگین ،حدود سال ۱۹۰۰م ، موزه ملی مردم شناسی لیدن ، هلند ، شماره ۳۲۲۹.
پ.ن۱.عکس بزرگ تر
پ.ن۳.داستان سیگارفروش از خودم در متیل .



+ 23:36 [......] [.......] |